به هیچ کس در هیچ کجا



امروز مثل یه احمق به تمام معنا برگشتم به جفتشون گفتم معذرت می خوام

چه کنم؟ دلم تنگ بود

یادم رفت چقدر موقعی که از خودِ واقعیم فرار می کردم که به اونها صدمه نزنم، ازم فاصله گرفتن و سکوت کردن

یادم رفت حتی یکی شون دستش و نذاشت روی شونه م بگه عیبی نداره بمون باش

یادم رفت آدمها از خداشونه از شر روانی ها خلاص بشن

حتی اگر اون روانی دلشون رو با مهربونی هاش برده باشه

شاید اگر تو بودی انقدر با هم دیوانگی می کردیم

که هیچ احتیاجی به برگشتن سمتِ این عاقل های پرمدعا نباشه

تو.

تویی که هیچ کس و هیچ کجا نیستی


دلم اونقدری گرفته که برم سراغ آینه و زل بزنم به اون دو تا حفره ی معصوم و بی روح که بار غصه های عمر من رو به دوش می کشن

اون دوتا زبون بسته که مثل بقیه اعضای بدنم دلم براشون ریش ریشه

اعضایی که می تونستن مال کسی باشن که خیلی بهتر از من بهشون برسه

حیف! طفلکی ها به نام من سند خوردن و محکومن به تحمل

اگر زبون داشتن حتما تا حالا از من به هر کجایی شکایت برده بودن

 

دلم اونقدری گرفته که برم پشت پنجره ی بلند نشیمن بایستم و از ورای برج های بلند و مزاحمی که آسمون خدا رو غصب کردن، زل بزنم به ارغوانیِ دلچسب غروب

به رنگی که هم مایه ی دلبریه، هم مسببِ دلگیری

 

دلم اونقدری گرفته که یک خیابون بلند بخواد و یک تو

که وقتی بگم خیابون بگه پیاده

که کنارم باشه نه پشتم

 

یک تو

که هنوز انگار متولد نشده

که هیچ کس و هیچ کجا نیست

 

 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

باپیک خرید آنلاین ابزار آلات اکستنشن مو دل برآمد لینکدونی تلگرام سرویس و خدمات زبان انگلیسی English IR CRM Application کلاسیک99 - اطلاع از بروز ترین و کلاسیک ترین دستگاه های تکنولوژی رقصانه فروشگاه پارس آنلاین