امروز مثل یه احمق به تمام معنا برگشتم به جفتشون گفتم معذرت می خوام

چه کنم؟ دلم تنگ بود

یادم رفت چقدر موقعی که از خودِ واقعیم فرار می کردم که به اونها صدمه نزنم، ازم فاصله گرفتن و سکوت کردن

یادم رفت حتی یکی شون دستش و نذاشت روی شونه م بگه عیبی نداره بمون باش

یادم رفت آدمها از خداشونه از شر روانی ها خلاص بشن

حتی اگر اون روانی دلشون رو با مهربونی هاش برده باشه

شاید اگر تو بودی انقدر با هم دیوانگی می کردیم

که هیچ احتیاجی به برگشتن سمتِ این عاقل های پرمدعا نباشه

تو.

تویی که هیچ کس و هیچ کجا نیستی


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

گوناگون007 لینک فارسی سایت عاشقانه | ابزار وبلاگ نویسی | لاو اسکین gardeshsafar خدمات پس از فروش پکیج دیواری و تصفیه آب در شیراز نامه هایی به هیچکس! صفحه رسمی دکتر امیر مهرعلیئی تـــــــــــTAVABINـــــوابین بـــــــBLOGـــــــلاگ this page does not exist